سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
320
تاريخ ايران ( فارسى )
شاه سلطان حسين فصل شصت و هشتم انقراض سلسلهء صفويه ( از مطالعه در اطراف شاه سلطان حسين ) به آسانى اين نتيجه بدست ميآيد كه او ببعضى صفات كه براى يك شخص منزوى و فارغ از مشاغل عمومى زيبا و پسنديده مىباشد متصف بوده است ، ولى بايد گفت كه او هيچيك از صفاتى را كه براى يك پادشاه لازم و ضرورى است دارا نبود . وى يك آدم خوشطينت و رئوفى بود و اين خوشطينتى بپايهاى بود كه تحمل هرچيزى را مينمود و احدى را مجازات نميكرد . به همين واسطه مردم شرور و تقصير كار از عدم مجازات خود مطمئن بودند در صورتى كه اشخاص شرافتمند اميد همه نوع عدالت را از دست داده بودند . وى هيچكس را آزار نميرسانيد و همين سبب شد كه به تمام بشريت صدمه بزند . ( فادر كروزينسكى ) اولين لشكركشى محمود 1133 هجرى 1720 اولين لشكركشى « 1 » افغان بايران بيشتر جنبهء تاختوتاز و غارت و چپاول را داشت تا يك جمله . محمود در جنوب سيستان از لوت عبور نموده و پس از غارت و خرابى نرماشير بسوى كرمان پيشرفت .
--> ( 1 ) - از جملهء مآخذ و اسناد ما يكى « شرح تاريخى بازرگانى بريتانتا در بحر خزر بقلم جوناس هانوى « تاريخ انقلاب اخير ايران » بقلم فادركروزينسكى ، « جهانگشاى نادرى » تأليف ميرزا مهدى خان منشى كل نادر شاه . ( مؤلف )